|
تا به حال به این جمله فکر کردین
( چقدر سخته که دوستش داشته باشی اما نتو نی بهش بگی که دوستت دارم ) فکر کردین تا بحال اگه خودتون بودین چه می کردین : مشکل کار من همین جاست تا میرم بگم عاشقم میگن برو بابا تو رو چه به این حرفا بچه بسیجی تا میرم بگم دلم پره از دست این زمونه ، میگن شما دیگه چرا حاج آقا شما که با بالایی ها سیر و سلوک دارین تا میرم بگم آی دنیا داره ازت بدم میاد ، میگن ای بابا داداش تو که آخر تذکر برا همه بودی تو دیگه چرا تا میرم بگم خدا ازت گله دارم قد آسمونت ، بهم میگن برو عزیز داری کفر میگی همه حرفات ظاهر سازیه آخه کجای کارم می لنگه که حق اعتراض ندارم کجای کارم داره می لنگه که نمی تونم دوست داشتنمو فریاد بزنم کجای کارم داره می لنگه که واسه خودم نمی تونم یه هم دم پیدا کنم آخ ای خدا فریاد آخ ای خدا داد و بیداد لا اقل بهم بگو چرا دارم این جور بیتاب میشم اگه عشق نیست پس چرا دارم این همه اشک می ریزم آخه چرا چرا دیگران این همه راحت باید رابطه برقرار کنن اما من نه ؟ چرا همه باید راحت بهم بگن دوست دارم اما من نه ؟ چرا قسمت من از این همه انتظار فقط باید صبر باشه ؟ چرا من ؟ آخه این چه جور امتحانیه که باید پس بدم ؟ هر جور که خواستی برات بودم آخه چرا من ؟ راستی خدا یه وقت فکر نکنی نا امید شدم ، فکر نکنی بیخیالت میشم نه هنوز باهات کار دارم قد رسیدن قیامتت کار دارم قد گرفتن اون همه سلامی که بهت دادم باهات کار دارم قد همه اشکهایی که ریختم قد تموم سوال هایی که برام بی جواب مونده باهات کار داردم نکنه منتظری بازم سوالامو برات بگم و از شنیدنشون خندت بگیره ؟ نکنه میخوای من بگم و بازم بهم جواب بدی مشترک مورد نظر شما فقط .......... انتظار ؟ باشه میگم ، بازم برات میگم ، بازم ازت می پرسم خدا ؛ چرا باید این قدر بهش نزدیک باشم و نتونم بهش بگم دوست دارم چرا هر وقت می بینمش باید ترس ندیدنش آزارم بده آخه من به چی وابسته شدم خدا ؟ ا ب پ ت س ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی میدونین با اینا میشه همه چی نوشت ؟ میگن امشب هوا بارونیه میگن امشب اشک تو چشا زندونیه میگن باید زیر بارون خیس بشین خیس بشین اما مثل بارون دلگیر نشین میگن امشب باید همه چیزا رو با بارون شست و برد همه درد و همه حسرت همه قصه ها رو باید شست و برد میگن باید تو همین تاریکی تا صبح بشینین بشینین و تا صبح واسه هم قصه های تازه بگین میگن امشب خدا با بارونی هاست هر کی خیس شه امشب خدا هم با هموناست میگن امشب باید یه جوری باید یه جورایی دیگه بود باید عاشق باشی تا ببینی هر چی بو د و نبود میگن امشب باید تازه بود تازه مثل بادی که توی بارون می وزه تازه بود تا ببینی که باد بارون واسه دل کی ها می وزه میگن باید حسرت لبها رو شست یه چیز تازه بگن تا که بارون لبها رو شست باید امشب همگی داد بزنن همگی عاشق باشن با هم دیگه داد بزنن یا بگن خدا خدا یا بگن غیر خدا هر چی بگن فرق نداره ، عیب نداره ، همش میشه خدا خدا باید امشب دلامون آس آس ،آسمونی شه یه کمی تاریک بشه ، روشن بشه ، شایدم کهکشونی شه باید امشب شاد شاد باشیم آخه خدا با ماست دلامون بهاری شه آخه خود خدا با ماست دیگه امشب با دلامون نباید ساز غربت بزنیم ، آخه امشب خدا تو دلامون تنهای تنهاست خدا جون تنها باشی خیلی خوبه اما حیف دلامون همیشه ما یکی غیر شماست میگن دلی که توش باشی دل نیست آسمونه آسمون کمه همون کهکشونه میخوام بارونی ،خدا همش بارونی شم تا که هیچ وقت از یاد تو خالی نباشم ..............
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 18:43  توسط محمد علی اسماعیل زاده گلیرد
|
|