|
سلام بهانه من.
سلام دلیل تمام افکار من . چه خوب است که بدانی بهانه ای ! چه خوب است که بدانی برای کسی دلیل بودنی ! بهانه بودن سخت است اما تو چه ساده برایم بهانه شدی ، با یک نگاه ، شایدم با تلفظ کلمه ساده ای بنام سلام ! آخ خدا ... آدمی چقدر برای دوست داشتن بدنبال بهانه می گردد .! چقدر باید برای گفتن یک دوستت دارم حسرت نگاه های پنهان را بکشد ؟ سلام به تو بهانه نگاه منتظرم ! سلام ای بهانه چشمان خیسم . چگونه در حسرت انتظار تو بنشینم و بارانی نباشم ؟ یا چگونه بارانی شوم و رقبت دیدار تو را ز خود دور کنم ؟ رخست کلامی ده تا بار دیگر تو را بخاطر تمام بهانه هایم صدا زنم ؟ رخست نگاهی ده که تمام حسرت چشمانم را برایت با گریه معنا کنم ؟ رخست ده که شاید نتوانم دیگر بهانه ای برای صدا کردنت پیدا کنم ! بگذار تا بیایم شاید دلیلی برای باران چشمانت شوم ! شایدم خود زمزمه ای از باران نگاه تو شوم ! شاید هر روز ز عشق تو ببارم ، شاید ! شایدم تا ابد در فراغ تو ببارم .........شاید ........!!!!؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 18:41  توسط محمد علی اسماعیل زاده گلیرد
|
|